علی مرادخانی (مدیرعامل موزه موسیقی ایران): از شجریان آموختم باید پایداری کرد و برای ارزش ها و اصول خود منزلت قائل بود – موزه موسیقی ایران
محمدرضا شجریان

علی مرادخانی (مدیرعامل موزه موسیقی ایران): از شجریان آموختم باید پایداری کرد و برای ارزش ها و اصول خود منزلت قائل بود

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

از شجریان آموختم باید پایداری کرد و برای ارزش ها و اصول خود منزلت قائل بود

 علی مرادخانی:
نام شجریان همیشه برای من با دو حس متفاوت همراه بوده است، یکی شادمانی و انبساط خاطر از اینکه مدتی از زندگی ام در بخشهایی از کارهای مدیریتی و فعالیتهایم با مردی آشنا و همراه بودم که هر لحظه در کنارش و با او بودن برایت درسی است و هر دم از آن فرصتی است که بدانی آدم های بزرگ را چگونه می بایست درک حضور کرد و اینکه در شاهنامه تاریخ هنر موسیقی این سرزمین او همانند رستم است که صاعقه وار و ناگهانی فضای شناخت و معرفت تو را روشن و درخشان می کند و تو بی هیچ توجهی نمی دانی که این درخشش با چه سرعت عجیبی به دست زمان سپرده می شود هرچند برای تنفس در لحظه لحظه های آن چقدر احساس خوشبختی و نشاط داری و دیگری احساس تأسف از اینکه چقدر سریع و بی امان می گذرد! آنقدر سریع که مستاصل میشوی و از انجام هرگونه کاری در خور باز می مانی! خوشحالم از اینکه جامعه هنر ایران زمین پهلوان مردی را در درون خویش پرورده است. در این سالها که حضور پر فروغش به شادمانی حضور وجودش نشسته است و دريغ دارم از اینکه می بینم که لحظه ها همچون برق می گذرد. کاری که شایسته و در خور اوست برایش میسر نمی شود!
آشنایی من با استاد بیشتر به روزگار قبل از انقلاب بر می گردد. سال های ۵۶- ۵۵ که ایشان به دلایلی همکاری خود را با رادیو به حالت تعلیق در آورده بودند و در آن زمان به جلسات هفتگی قرائت قرآن کریم نزد استاد مولایی در هیئت سنگلج می آمدند. برای قاریان قرآن بسیار آموزنده که مردی با دانش موسیقی، چگونه الحان ونغمات را در قرائت و با علم به تجوید قرآن، زیبا و متفاوت ارایه می کند. یادم می آید حاج آقای مولایی هر از گاهی به آقای شجریان اشاره می فرمود که آقا از آن تحریرها هم قدری چاشنی بفرمایید! که برای قاریان خیلی جالب بود. این را برای این می گویم که خاطره ای را عرض کنم. روزی در منزل یکی از اهالی هیئت که خانه ای دو طبقه بود و در طبقه بالا جلسه بود نشسته بودیم، استاد هم تشریف آوردند و یکی از متولیان جلسه که به گمانم مرحوم آقای ارمیان بودند بسیار از ایشان تجلیل و تمجید و احترام کردند و از اینکه ایشان موسیقی را رها کرده و در رادیو نیستند و به اینگونه جلسات می آیند اعلام مسرت فراوان نمودند و یکی از موفقیت های آن زمان میدانستند که شخصی چنین بزرگ اکنون اینگونه تغییر شغل داده و به این سمت آمده است. پس از صحبت های ایشان جناب شجریان لحظاتی وقت خواستند که مطالبی را به اطلاع حضار برسانند، از این به بعدش جالب تر بود. فرمودند، استحضار داشته باشید من با موسیقی قطع رابطه نکرده ام، من با رادیو به دلیل اینکه آنچه را که پخش می کند نازل و نامناسب می دانم و شان و مرتبه ای برای موسیقی درست در آن نمی یابم ترک رابطه کرده ام. من کارم موسیقی است و منزلت موسیقی ایران متأسفانه در رادیوی این مملکت رعایت نمی شود و ترجیح می دهم یکی از کسانی که آب به آسیاب این انحراف فرهنگی می ریزند نباشم وگرنه اگر آنچه را می بایست، عمل کنند و درست موسیقی را آنگونه که شایسته فرهنگ و هنر این کشور است پخش کنند، من هم همکاری می کنم. این جملات هر چند به مذاق بعضیها در آن روز خوش نیامد و قدری به قول معروف توی لب شدند و سکوتی کمابیش معنی دار به جلسه حاکم شد، اما برای بعضی ها مثل من که آن وقتها حدود ۱۸-۱۷ سال بیشتر نداشتم اولین درس برای یک زندگی اجتماعی بود. راستش خیلی خوشم آمد از اینکه میدیدم ایشان چه صریح و روشن و صادقانه صحبت می کند. موسیقیدان است و ما اکثرا آثار موسیقیایی ایشان را می شناسیم و چقدر هم خوب قرآن می خواند، و چقدر هم روی نظراتش قرص و محکم است. من آن روز یاد گرفتم که چگونه از خودت، حیثیت شغلت یا حرفهات با استدلال و درایت و بدون تعارف دفاع کنی. حال آنکه در جایی نشسته ای که شاید مصلحت روزگار، تو را بر آن بدارد که سکوتی بکنی و بگذری! اما اگر آقای شجریان آن روز سکوت می کرد و می گذشت آنقدر که در تمام وجود من تأثير شگرف آن روز ماند و برایم در طول زندگی اثرات مثبت و پایداری گذاشت مانند همچون بسیاری که بزرگ می نمودند اما آمدند و رفتند و فراموش شدند او نیز به همین گونه می بود. من از شجریان آموختم که زندگی کردن آنگونه که مسوولیت ایجاب می کند می بایست پایداری کرد استقامت داشت و برای ارزش ها و اصول خود منزلت قائل بود که مبادا در جریان زمان، چنان با منطقهای دیگر ساخته استحاله شوی که خود و ارزش هایت را به دست خویش به ورطه نابودی بکشانی.
 حال پس از سالهای متمادی می بینم که این مرد که اکنون هفتاد سال از عمر پربرکت خویش را در استمرار فرهنگ و هنر این دیار کهن سپری کرده است، همان گونه ستبر و با همان نیرو برسر همانهایی پافشاری دارد که از سال های دور بر آن اصرار داشت که اگر همین برای دیگران نیز سرمشقی بشود شاهد روزگاری بس شیرین برای مردمان خواهیم بود. من با جناب استاد شجریان بیش از بیست سال کار مداوم و ارتباط مستمر داشته ام که حدود چهارده سال آن در جایگاه مدیریت مرکز موسیقی بوده است و شاهد بسیاری از تلخیها و شیرینی های زندگی ایشان بودم. شاید در این کوتاه مقال، مجالی برای باز گفتن آن نباشد. فقط این خاطره را از آن باب که مردان بزرگی همچون استاد محمدرضا شجریان ناگهان و یک روزه به این جایگاه نرسیدند و با طی طریقت سخت و ریاضت هایی مداوم مورد اقبال عموم قرار گرفته اند عرض کردم. در این روزگاران کمتر کسی را می بینیم که همچون او از هر سو مزین به افتخاری گرانقدر است، ریشه دار ، متعهد و مقید است و می داند که در کجا قرار گرفته است و برای جایگاهش مسوولانه تلاش می کند. همه اینها را می باید قدر دانست و دغدغه هایش را احترام کرد، شاید این اشارات به بعضی از دوستان مفید باشد که عنایت داشته باشند، وی سر ستیز با شخص و فرد ندارد. از اول نگرانی ها و چالش های ذهنی اش پالایش و رستگاری موسیقی این سرزمین بوده است و همه دعواهایش برای صیانت و بقای آن است. اینکه اگر شخص با مسوولی در تیررس انتقادش قرار گیرد نباید خود را در مقابل جریان عجیب و غریبی بپندارد که هزار مطلب تو در تو بر آن تنیده شده است. خود من در طول چهارده سال مسوولیتم در مرکز موسیقی بارها شاهد نظرات ایشان بوده ام که لزوما موافق هم نبوده است و ساعتهای متمادی در این رابطه با یکدیگر بحث و گفت وگو داشته ایم و هم من بهره بردم و هم ایشان نظراتشان را به ما می گفتند، حاصل آن هر چه بود اینکه امروز به هر حال اگر کاری در خور توجه هر چند کم و اندک وجود داشته باشد شناسنامه ای از آن دوران دارد. گاهی فکر می کنم، می بینم چه خوب و راحت می توان با توجه به افکار و عقاید و نظرات مستحکمی که اساتید دارند اوضاع را به سامان نمود و می دانم که دوری آنان از حوزه تصمیم سازی چه زیان هایی را برای ما خواهد داشت و باز میبینم در گذار این زمان بی نهایت بسیارها آمدند و شدند و تنها آنانی در خاطر و حافظه تاریخ ماندند که از خود آثاری ماندگار به یادگار نهادند، به همین سبب هرگاه صدای ربنای شجریان بر بام این سرزمین طنین می افکند یادم می افتاد که این برکت و این فضیلت بی دلیل به دست نیامده است و شاید پاداش استقامتی باشد که بر سر حفظ اصول و ارزش صاحب آن استوار شده است و خداوند بزرگ بر وی منت نهاده واعطا فرموده است و در ادامه ضمن آرزوی سلامت و تندرستی کامل این گوهر یگانه هنر کشور عزیزمان این امید نیز همیشه برایم مانده است که آنچه را شجریان می تواند برای این ملت جاودانه کند با سعی خود او پا به عرصه وجود گذاشته و متولد می شود. شاید روزی ردیف موسیقی ایران به روایت شجریان، آثار فاخر دیگری که هر کدام از آن یاد و نامی از فروشکوه گذشتگان این سرزمین و نشان هایی از معرفت به ژرفای فرهنگ دیرپای این ملت بزرگ، و پند و درسی برای آیندگان به عنوان میراثی ملی و معنوی… از جمله تولیداتی باشد که وی با طيب خاطر، آرامش وجود، آن را بیافریند و برای ملت خویش به یادگار گذارد.
منبع: روزنامه اعتماد، شنبه 19 مهر 1399، سال هجدهم، شماره 4763، ص 11.                                                        
Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.