دوشنبه 12 اسفند 1398 مصادف با سال روز تولد بیژن ترقی (شاعر و ترانه سرا)، سید محمد میرنقیبی (نوازنده ویولن)، محمد ابراهیم ذوالقدر (مدرس آواز)، محمدجواد ضرابیان (نوازنده سنتور و آهنگساز)، جمشید عندلیبی (نوازنده نی)

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

بیژن ترقی (12 اسفند 1308-5 اردیبهشت 1388) شاعر و ترانه‌سرای ایرانی

بیژن ترقی یکی از شعرا و تصنیف سازان معروف معاصر است که بیشترین ایام عمر خود را صرف اعتلا هنر تصنیف سازی نموده، او متولد سال 1308 شمسی در تهران است. پدرِ بیژن مؤسس کتابخانه خیام است که تمام عمر خود را صرف خدمت به فرهنگ این کشور کرده است. خودش می نویسد: “من در خانواده ای چشم گشودم که بازیچه ام کتاب بود”. بیژن ترقی همکاری خودش را با رادیو از سال 1335 آغاز کرده و در این مدت ترانه های بسیار شیوا و دلپذیر و محکم ساخته است. او شاعری است متواضع، مؤدب، مهربان، کسی نیست که نسبت بر او بی مهر باشد. وی در سرودن ترانه ها توجه خاصی به مضمون اشعار دارد. ترانه هایش در قالب تغزل آموزنده است، زمان در آن منعکس است سستی و رخوت ایجاد نمی کند اگر درترانه ای با صوفیان نشسته، در ترانه های دیگر ایمان راسخ خود را آشکار کرده است. تصنیف های بیژن عالمی ویژه خود دارد و هرگز به اعتبار زمان کهن و فرسوده نمی شود. تصنیف های مشهوره “می زده شب چو ز میکده باز آیم”-“برهی دیدم برگ خزان”-“بزمانیکه محبت شده همچون افسانه”-“آتش کاروان”-“صبرم عطا کن”-“پشیمانم”. بیشتر ترانه های این شاعر مثل “آواز دل” و ” برگ خزان” و … از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار است.
منبع: نصیری فر، حبیب الله (1383)، مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، انتشارات سنایی، ج.3، چاپ دوم، ص. 436 439.
…….

محمد میر نقیبی (زاده ۱۳۰۲ مشهد – درگذشت ۱۳۸۲ تهران) آهنگساز، نوازندهٔ ویولن، سرپرست برنامه گلها در رادیو و بنیان‌گذار برنامه تکنوازان

سرزمین خراسان، به خصوص خراسان بزرگ، از زمانهای گذشته مهد علم و ادب و پرورش دهنده ادبا، عارفان، فیلسوفان و شاعران بزرگ و بلندپایه یی بوده که به واسطه وجود آنها مانند گوهری تابناك بر فراز خطه ایران زمین درخشیده و تا ابد هم خواهد درخشید. مرکز این استان، شهر تاریخی مشهد مقدس، مدفن حضرت رضا (ع) امام هشتم شیعیان جهان در آن قرار دارد که یکی از افتخارات بزرگ مردم آن سامان است و زمانی کلیدداری این حرم شریف با شخص متقی و متدینی به نام نقیب الاشراف بود که او پدر بزرگ محمد میر نقیبی بوده و این خاندان هم یکی از افتخاراتشان این است که بزرگ فامیلشان کلیددار آستان قدس رضوی بوده است. در چنین خانواده یی به سال ۱۳۰۲ خداوند به حاج میرزا علی میر نقیبی که از مردان خير و بزرگ مشهد بود پسری عنایت فرمود که نامش را محمد گذاردند و در خانواده مورد توجه بسیار واقع می گردد. دوران طفولیت محمد میرنقیبی به سرعت سپری می گردید که بكروز مشاهده کرد عموی پدرش با سه تاری که در دست داشت وارد خانه شد و پس از سلام و احوالپرسی با همه، شروع به نواختن و با صدای خوشی که داشت زیر لب آوازی را زمزمه کرد، وی سخت تحت تأثیر این صدای خوش و نواختن سه تار قرار می گیرد، از همین زمان به موسیقی علاقمند می شود و تصمیم می گیرد که نواختن ساز را بیاموزد و این چنین وی به طرف موسیقی و فراگیری علم آن می رود. چندی بعد که خانم پوران شجیعی دختر خاله وی که بعداً از استادان بزرگ دانشگاه اصفهان گردید، نزد استاد عالیقدری به نام اسماعيل زرین فر برای فراگیری ویولون ثبت نام می کند و روزها به جهت این که این خانم تنها به کلاس نرود، محمد که کودکی بیش نبود همراه وی به کلاس استاد میرفت و ساعت ها به تعلیم و تدریس استاد که به دختر خاله اش میداد گوش فرا می داد و این امکان بسیار مناسب دیگری بود که برای وی فراهم گردیده بود تا هر چه بیشتر این کودك به فکر فراگیری و نواختن ویولون ساز مورد علاقه اش بیفتد.
به سال ۱۳۱۴ که تدریس موسیقی در مدارس به مرحله اجرا در آمد، صدای ویولون معلم موسیقی چنان در روحیه او اثر گذاشت که می شود گفت مانند جرقه یی بود که به انبار باروتی زده شود، لذا بلافاصله نزد پدرش می آید و از ایشان خواهش می کند ویولونی برای وی تهیه کند تا بتواند نزد استادی به فراگیری و نواختن این ساز برود. پدرش حاج میرزا علی که عازم سفر در ایام عید نوروز به شهرهای اصفهان و شیراز بود، در جواب به وی می گوید از اصفهان یا شیراز برایش ویولون خریده و به عنوان سوقات برایش خواهد آورد. حاج میرزا علی، پس از مراجعت از سفر خواهش پسر را اجابت و ویولونی برای وی آورد که از این به بعد محمد مرتب با آن در خلوت راز و نیاز می کرد و این وضع ادامه داشت تا سال تأسیس رادیو تهران و پخش موسیقی ملی ایران. او تصمیم می گیرد که ساز را به طور اصولی نزد استاد بیاموزد لذا بنا به توصیه و تشویق پدر نزد آقای اسماعیل زرین فر که از معلمین خوب و دلسوز بود می رود و اقدام به فراگیری و تعلیم می کند، پس از چندی وی به قدری مورد تشویق معلمش قرار می گیرد که از مدت بیست و چهار ساعت بدون اغراق مدت ده ساعت را به تمرین می پردازد.
ذوق و استعداد فوق العاده وی و داشتن معلم و استادی دلسوز و چیره دست موجب گردید که محمد میر نقیبی در این راه به سرعت مدارج ترقی را به پیماید به طوری که وی هنوز کلاس سوم متوسطه را به پایان نرسانده بود که از طرف وزارت فرهنگ وقت برای همکاری در رشته سرود و موسیقی جهت تدریس در مدارس دعوت به همکاری می شود و از سال ۱۳۲۳ همکاری وی با این وزارتخانه آغاز می گردد، تا این که بنا به توصیه دوستانش برای فراگیری و کسب معلومات بیشتر از استادان مختلف و سبك های گوناگون ایشان در اقیانوس بی کران موسیقی سنتی ایران، در سال ۱۳۲۶ به تهران منتقل و علاوه بر تدریس موسیقی در مدارس، به محضر اساتیدی چون: استاد ابوالحسن صبا جهت ویولون و استاد روح الله خالقی جهت تئوری موسیقی و علی محمد خادم میثاق و فراگیری تکنيك صحيح ویولون نزد روبيك گریگوریان به فراگیری سلفژ راه یافت و به تحصیل موسیقی پرداخت.
پس از چندی بنا به تشویق و حمایت روح اله خالقی، استاد بزرگواری که همیشه شوق و حامی هنرمندان بود، در ارکستر انجمن موسیقی ملی به نوازندگی می پردازد و از همین تاریخ نیز بنا به توصیه ایشان در سلك نوازندگان تکنو از رادیو قرار می گیرد و سپس نوازندگی در ارکسترهای رادیو و رهبری ارکستر و مدیر دفتر شورای موسیقی و سرپرستی برنامه های «گلها» را به عهده می گیرد و چندین آهنگ موزون و جالب نیز برای «گلها» می سازد که جزو بهترین ها می باشد و باید از گلهای شماره ۵۵۵ و گلهای ۵۶۴ و گلهای شماره ۵۶۷ و غیره نام برد.
وی در سال ۱۳۳۰، یعنی دو سال بعد از تأسیس هنرستان موسیقی باز هم به دعوت مرحوم روح الله خالقی در این هنرستان مشغول به کار می شود و در سال ۱۳۴۲ که آقای حسین دهلوی به ریاست هنرستان عالی موسیقی منصوب می شود وی نیز به سمت ناظم و سر پرست هنرستان عالی موسیقی ملی منصوب و همکاری صمیمانه یی جهت اهداف و پیشبرد هنرستان بین آن دو به وجود می آید.
محمد میر نقیبی، در کنسرتهای متعددی که به نفع مؤسسات فرهنگی آموزشی و بیمارستانها و امور خیریه و غیره بارها شرکت کرده و همراه با آقایان: محمود ذو الفنون، فرهنگ شریف، محمود رحمانی پور، مجید نجاحی، ناصر مسعودی، آندرانيك و غيره مسافرت هایی جهت شناساندن موسیقی اصیل ایران به کشورهای: پاکستان، آلمان، انگلستان، آمریکا، آرژانتین و برزیل نموده و در کلاس خصوصی شاگردان خوبی تربیت کرده است.
منبع: نصیری فر، حبیب الله (1383)، مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، انتشارات نگاه، ج.1، چاپ هفتم، ص. 80 84.
….

محمد ابراهيم ذوالقدر (مدرس آواز)

محمد ابراهيم ذوالقدر به سال ۱۳۲۸ در تهران متولد شد و از همان کودکی دارای صوتی خوش بود به طوری که هر وقت نغمه یی سر می داد، توجه خانواده و همسایه ها را به سوی خود معطوف میداشت. روز بروز صدای او پخته تر و آماده تر می شد ولی از دستگاهها و گوشه های موسیقی ایرانی اطلاعی نداشت؛ پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه به سال ۱۳۴۲ اولین بار توسط هنرمند شایسته منصور صارمی به فراگیری علم موسیقی پرداخت ضمنا پدرش هم چون از صدای خوبی برخوردار بود و از گوشه های آواز موسیقی اطلاعاتی داشت وی را بی نصیب نمی گذاشت ولی به طور اصولی وی در سال ۱۳۴۶ نزد آقایان: حسین قوامی و عبدالعلی وزیری و مدتی نیز نزد مرتضی خان حنانه و در سال ۱۳۴8 نزد اسماعیل مهرتاش، سپس نزد محمود کریمی و گوشه ها و ردیف های آوازی ایران را فرا می گیرد. همکاری وی با سازمان رادیو و تلویزیون ایران پیش از انقلاب آغاز و بعد از انقلاب هم ادامه داشته و در سال ۱۳۶۷ با خواندن سرود زیبای «منابع طبیعی» به طور رسمی فعالیتهای خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران که وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است، ادامه می دهد.
منبع: نصیری فر، حبیب الله (1383)، مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، انتشارات نگاه، ج.1، چاپ هفتم، ص. 496 497.
….

جمشید عندلیبی (زاده ۱۲ اسفند ۱۳۳۶ سنندج) نوازندهٔ ایرانی ساز نی

جمشید عندلیبی، به سال ۱۳۳۶ در شهر سنندج چشم به جهان گشود، وی مانند برادر هنرمندش جليل عندلیبی از همان اوان کودکی به موسیقی علاقمند بود و همین علاقه، وی را از ده سالگی به محضر آقای حسن کامکار کشاند و مدت دو سال نزد این استاد هنرمند و دلسوز بسیار آموخت و همین فراگرفتن ها و اندوخته های پر بار از مکتب استاد بود که در ۱۲ سالگی به عضویت ارکستر موسیقی ایرانی استان کردستان برگزیده شد. وی در سال ۱۳۵۴ پس از دریافت دیپلم از زادگاهش به تهران آمد و در رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا ثبت نام کرد و از محضر استاد نورعلی خان برومند بهره مند و یادگیری ردیف آقا میرزا عبداله را آغاز کرد و پس از چندی زیر نظر آقای محمدرضا لطفی این ردیف را به اتمام رسانید. جمشید عندلیبی پس از چندی تكنيك «نی» را زیر نظر آقای حسین عمومی و ردیف آواز را نزد شادروان محمود کریمی فراگرفت سپس ردیف آوازی شادروان عبدالله خان دو امی را زیر نظر آقای نصراله ناصح پور فراگرفته و در سال ۱۳۵۶ همکاری خود را با رادیو ایران در گروه شیدا و عارف آغاز و از سال ۱۳۵۷ با همکاری هنرمندانی چون آقایان: حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، علی اکبر شکارچی و محمد فیروزی گروه عارف را بنیاد نهادند. وی در سال ۱۳۵۸ با جمعی از هنرمندان گروه شیدا وعارف و کانون فرهنگی هنری «چاووش» را تأسیس کردند که تولید این کانون ۱۰ عدد نوار کاست به اسم چاووش بود و او در این نوار در گروه نوازی و تکنوازی شرکت داشت.
عندلیبی، در سال ۱۳۵۸ نیز مدرك ليسانس را از دانشگاه تهران دانشکده هنرهای زیبا دریافت و از این سال همکاری اش با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران شروع گردید. وی در ضمن ردیف آوازی و جواب آواز را زیر نظر آقای محمدرضا شجریان فراگرفت و در سال ۱۳۶۰ در اصفهان به خدمت استاد حسن کسایی رفت و تكنيك این ساز را تکمیل نمود. از کارهای بزرگ وی، اجرای قطعه «نینوا» ساخته هنرمند با ذوق، حسین علیزاده، نوار «تك­نوازی» و «سه تار نواز»، همکاری با محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، همکاری با گروه «مولانا» به سرپرستی برادرش جلیل عندلیبی و غیره … جمشید عندلیبی برای شناساندن موسیقی سنتی ایران مسافرت هایی همراه با گروه به کشورهای آلمان، سوئیس، لندن نموده است.
منبع: نصیری فر، حبیب الله (1383)، مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، انتشارات نگاه، ج.1، چاپ هفتم، ص. 481 – 482.
Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.