شنبه 31 خرداد 1399 مصادف با سال روز تولد هنگامه اخوان (خواننده موسیقی سنتی ایرانی) – موزه موسیقی ایران

شنبه 31 خرداد 1399 مصادف با سال روز تولد هنگامه اخوان (خواننده موسیقی سنتی ایرانی)

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

هنگامه (عشرت) اخوان(زاده ۱۳۳۴ در فومن) خواننده موسیقی سنتی ایرانی

شرح حال خواننده به قلم خودش:
در سال ۱۳۳۴ در فومن به دنیا آمدم، من کوچکترین فرزند خانواده هستم، صدا در خانواده ما موروثی است، مرحوم پدرم، صدای بسیار خوبی داشت، صدای مادرم بسیار قوی، گرم، جذاب، بدون خشونت و دلپذیر است. به ندرت ممکن است همه این ویژگی ها در صدای یک نفر جمع شود و این آوای خوش و دلنشین او، فقط یک موهبت الهی است. برادرم، نیز صدای خوب و پرقدرتی دارد. اما فقط من به خوانندگی روی آوردم. در ده سالگی اولین آموزش آواز را از پدرم گرفتم. او شعر «دل خون شد از امید و نشد یار یار من / ای وای بر من و دل امیدوار من» مربوط به هلالی جغتایی را با آواز دشتی به من یاد داد. از همان موقع من و برادرم خواننده آوازهای مدرسه هایمان شدیم. مرحوم پدرم، گاهی درباره قمرالملوک و روح انگیز حرف می زد و آنها را به من می شناساند. در آن سال ها، هنگام پخش داستان شب از رادیو با تصنیف موسم گل و صدای قمر آشنا شدم. قطعه ای از ترانه در ابتدا و انتهای داستان از رادیو پخش می شد. پدرم میگفت که قمرالملوک هنرمندی وارسته و خوش قلب و مهربان و انسانی واقعی بوده است. راستش از همان زمان نهال مهر این هنرمند بزرگ در قلب من نشانده شد.
بعد از پایان دوره ابتدایی، برای دیدن خواهرم به تهران آمدم و از آنجا که عشق به موسیقی تمام وجودم را پر کرده بود و در تهران می توانستم آموزش آواز را شروع کنم دیگر به فومن برنگشتم و در تهران همزمان با تحصیل به آموزش آواز پرداختم. در این راه، خواهر و شوهر خواهرم از من حمایت کردند و مشوقان اصلی من بودند. به هر حال، پس از تحقیق و بررسی، قرار شد من برای آزمون صدا به شورای رادیو مراجعه کنم. آن زمان هفته ای دو بار در اداره رادیو آزمون صدا برگزار می شد. من آوازی از روح انگیز را که نزد پدرم یاد گرفته بودم و گل های «رفتم»، استاد تجویدی را همراه با شعری از استاد زنده یاد شهریار« از زندگانی ام گله دارد جوانی ام» خواندم و در یک نوار نیم ساعته ضبط کردم و به شورای رادیو بردم. شورا، دارای پنج عضو بود که عبارت بودند از آقایان اساتید: علی تجویدی، مرتضی حنانه، شادروان حبیب الله بدیعی، جواد معروفی و فلاح که سه نفر از آنها نوار را تأیید کردند و دو نفر دیگر گفتند که باید آنچه را روی نوار ضبط کرده ام حضوری بخوانم. بنابراین به اداره رادیو رفتم و در آزمون حضوری شرکت کردم. اعضای شورا نظر دادند که من باید دستگاه های موسیقی ایرانی را بشناسم و من به دلیل ندانستن ردیف های موسیقی، در امتحان رد شدم. بعد از آن، به طور فشرده در کلاس های متفرقه تعليم آواز شرکت کردم و چندی بعد، مجددا برای آزمون به شورای رادیو رفتم. این بار موفق شدم و برای شروع کار مورد قبول قرار گرفتم. تشویق و حمایت های بی دریغ استاد تجویدی را در این مرحله هرگز فراموش نمیکنم و خود را مدیون محبت و یاری ایشان می دانم. پس از موفقیت من در آزمون صدای شورای رادیو، از استاد ادیب خوانساری تقاضا کردند برای تربیت هنرجویانی مثل من هفته ای دو روز در اداره رادیو کلاس تشکیل دهند (استاد ادیب نزد استادانی چون حبیب شاطر حاجی و سید رحیم و نایب اسدالله استاد فن به فراگیری آواز پرداخته بود و باز مانده به حق مکتب اصیل موسیقی اصفهان به شمار می رفت) خوشبختانه استاد هم پذیرفتند و کلاس شروع شد. مدتی بعد، آقای ابراهیم سرخوش هم به کلاس ما پیوستند و استاد را با ساز همراهی می کردند. من حدود ده سال شاگرد استاد ادیب بوده ام و از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵ در اداره رادیو آموزش دیدم و بعد از آن به علت کارشکنی های بعضی از مسؤولین رادیو و نامناسب بودن وضع جسمانی استاد، کلاس درس تعطیل شد. من برای ادامه آموزش به منزن استاد می رفتم و از محضرشان کسب فیض می کردم. می توانم بگویم که من تنها یادگار استاد ادیب خوانساری هستم.
بعد از فوت ایشان، یک دوره کامل آواز را با نوارهای اساتید قدیمی از جمله: طاهرزاده، قمرالملوک وزیری، امیر قاسمی، اقبال السلطان، ظلی و استاد دوامی کار کردم و هنوز هم در زمینه موسیقی تحقیق و بررسی می کنم.
فعالیت هنری خود را به طور رسمی از سال ۱۳۵۴ با سه گروه، شیدا، سماعی، عارف و با بازسازی کارهای بانو قمرالملوک وزیری شروع کردم. تصنیف دشتی «موسم گل» با شعر وحید دستگردی و آهنگ موسی خان، تصنيف «عاشقی محنت بسیار کشید» در دستگاه همایون با شعر ایرج میرزا و آهنگ مرتضی نی داوود، آواز شور، آواز و تصنیف «مرغ سحر» (گل های ۲۰۱) در دستگاه ماهور با شعر ملک الشعرا بهار و آواز بیات کرد (گل های ۲۰۰) در دستگاه شور و شعر سعدی و آواز افشاری باز آمدم با شعر مولانا و آهنگ محمدرضا لطفی با گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی را اجرا کردم. تصنیف «ز فروردین» در دستگاه ماهور با شعر ملک الشعرا بهار و آهنگ زرین پنجه با گروه سماعی و آواز و تصنیف دشتی را با گروه عارف و سرپرستی پرویز مشکاتیان به اجرا رساندم.
در سال 1363 به همکاری با صدا و سیما دعوت شدم و به عنوان کارشناس آرشیو در انجمن حفظ و اشاعه موسیقی مشغول به کار شدم. از سال 1366 تا بهمن ۱۳۷۰ هم در سمت مربی آواز خانم ها در انجمن حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی کار کردم که متأسفانه به دلیل پاره ای مشکلات، از کار در این مرکز کناره گرفتم. در حال حاضر به طور آزاد در کلاس های نیمه خصوصی به خانم های علاقه مند تعلیم آواز می دهم. و از سال ۱۳۷۰ تا به حال به اجرای کنسرت ویژه بانوان در تهران مشغولم و اولین کنسرت شهرستان خود را در شهر زیبای گرگان استان گلستان با مردمان مهربان و هنر پرورش اجرا نمودم. همچنین اجرای کنسرت در جشنواره دهه فجر سال های ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ از جمله کارهای من است. و نیز حدود دو سال است که به عنوان کارشناس موسیقی، در مرکز موسیقی وزارت ارشاد اسلامی (تالار وحدت) مشغول همکاری هستم.
منبع: مجرد، ناصر (1380). برگی از باغ: نگرشی به یک قرن موسیقی در ایران، انتشارات مجرد، ص. 363 365.
Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.